عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
384
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
النّهار . ابن عباس گفت : قريش پيش جهودان شدند ، گفتند : موسى ( ع ) بشما چه نشان آورد بر دلالت وحدانيت اللَّه و نبوت خويش ؟ گفتند : عصا و يد بيضا . بپيش ترسايان شدند گفتند : با عيسى ( ع ) چه بود از دلائل نبوت ؟ ايشان جواب دادند كه : كان يبرئ الأكمه و الأبرص و يحيى الموتى . پس بر مصطفى ( ص ) آمدند . گفتند : يا محمد ! ما را نيز نشانى بايد ، و نشان آن خواهيم كه رب العالمين اين كوه صفا بازر كند ! اللَّه بجواب ايشان اين آيت فرستاد : إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الآية . روايت كردهاند از ابن عباس در آفرينش آسمان و زمين ، كه ربّ العزّة جلّ جلاله اول نورى بيافريد پس ظلمتى ، و آن گه از آن نور جوهرى سبز بيافريد چندان كه هفت آسمان و هفت زمين ، آن گه آن جوهر را بر خود خواند ، جوهر از هيبت و سياست نداء حق بر خود بگداخت ، آبى گشت مضطرب و لرزنده ، و تا بقيامت هم چنان مضطرب خواهد بود . اين آب كه تو مىبينى كه در روش خود مىلرزد و مىجنبد از هيبت و سياست آن نداء حق است . پس رب العالمين باد را بيافريد و آب بر پشت باد بقدرت بداشت ، پس عرش عظيم بيافريد و بر آب نهاد ، فذلك قوله عزّ و جلّ : وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ . پس از آب آتش پديد آورد ، تا آب بر جوشيد و از آن دخانى بر آمد و كفى بر سر آورد . ربّ العزّة از آن دخان آسمان بيافريد و از آن كف زمين بيافريد . اختلاف است ميان علما كه اول كدام آفريد ؟ و درستتر آنست كه اول جوهر زمين آفريد ، پس قصد آسمان كرد ، و آسمانها را بيافريد . چنان كه گفت عزّ و علا : ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ . پس از آن زمين را دحى كرد ، چنان كه در قرآن است : وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها . و در خبر ابن عباس است : ثمّ نزل ببطن وجٍّ فدحيها ، اى بسطها ، و تمامى اين خبر در سورة البقرة بياوردهايم . و آسمانها كه آفريد هفت آفريد ، و زمين هفت ، چنان كه آنجا گفت : اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ